قاسم بن يوسف ابو نصرى هروى

118

ارشاد الزراعه ( فارسى )

خربزه خربزه - شيرين وى گرم و تر است رنگ را تازه دارد و غثيان كه دل‌شورا گويند آرد و بصفرا مايل‌تر و مصلح وى ترشى است يا زنجبيل پرورده و بيمزهء وى سرد و تر است و تشنگى را بنشاند و در نفع و ضرر يكىاند . شعر از خربزهء نازك و از طعم چو قندش * فرياد و فغان از همهء سبز خطان است جالينوس حكيم گويد چون چوب سپند بسوزند و خاكستر آن را در فاليز افشانند كرم نباشد و اگر كرم فاليز را برچينند و بجوشانند و آن آب هم در فاليز بپاشند كرمان ديگر هم بميرند و چون تخم حنظل را نيز جوشانيده و در سر دهنهء كه آب بفاليز مىرود ريزند گل و كرم در فاليز پيدا نشود . افلاطون حكيم گويد در دفع گياهى كه آن را برومى ريوانيوس گويند و آن گياهى است كه در فاليزها بسيار پيدا مىشود و در ديگر زراعتها نيز پيدا شود خاصيت او آنست كه چون پيدا شود آن زراعت را خشك و فاسد سازد و اهل فلاحت آن را گل فاليز گويند پنج چوب در چوبهاى دفلى كه آن را خرزهره گويند بدست آرند و يكى از آن در ميان فاليز يا آن كشت‌زار فروبرند و چهار بر چهار طرف ، آن موضع از آن گياه پاك شود و اگر چهار پاره سفال آب نارسيده بدست آرند و بر هريك صورت اسدى و مردى كه گلوى آن اسد مىفشارد نقش كنند و در چهار طرف آن زمين دفن كنند مضرت آن گياه باز دارد و اگر خروس كلان سال را در حول آن زمين بگردانند تا بانك مىكرده باشد مضرت آن گياه بر طرف شود .